نقشی متفاوت

خرید بک لینک

خریدالکترو اسموک

 

آنگاه که خداوند با مهربانی ازمن پرسید می خواهی چه نقشی رادر این دنیا بازی کنی... من دل به دریا زدم و نقشی را برگزیدم که متفاوت بود...نقش من سختی های زیادی داشت... پستی بلندی هایش جانکاه بود وزخم هایش عمیق... دلممی خواست متفاوت باشم... از نقش های تکراری خوشم نمی آمد... احساس می کردم تمام آننقش ها را روزی بازی کرده ام... احساس می کردم لایق بیش ازاینها هستم... می خواستمسختیها را درعمق وجودم احساس کنم و آنگاه با غم آغشته شوم و از احساس لبریز...دوست نداشتم زندگی برایم تکراری شود... تکرار خوشیها برایم غم انگیز بود... حالامن یک بازیگرم... بازیگری که کارگردانش عاشق اوست... بازیگری که کارگردان او راازمیان هزاران نفرانتخاب نمود... کارگردانی که بیشترازهرکس بازیگررا می شناسد... ومی داند که من کجا شاید کم بیاورم و کجا چون کوه استوار خواهم ماند... آری او مراخوب می شناسد... کاش بتوانم لیاقت خود را به او ثابت کنم... کاش بتوانم ثابت کنمکه او اشتباه نکرده است... کاش بتوانم قشنگ بازی کنم... از همان بازی هایی که اشکتحسین را بر گونه ی تماشاچیان جاری می سازد... من نمی خواهم میان راه کم بیاورم...نمی خواهم زمین بخورم و دیگر بلند نشوم... می خواهم به همه بفهمانم که هرکسی نمیتوانست به این قشنگی بازی کند و نقش خود را ایفا نماید... می خواهم جوری بازی کنمکه حتی آن صحنه های تلخ نیززیبا و شیرین به نظر آید... می خواهم کاری کنم که دیگرهیچ کس دردنیا نقص جسمی را بلا، تصور نکند... نقص ظاهر بلا نیست... بلکه هدیه ایستازسوی دوست... من اگر نیازمند دست وپای سالم بودم خداوند محال بود آنرا ازمن دریغکند... من اگر محتاج زبان و سخنوری بودم حتما آنرا به من می داد... اما او مرا بینیاز آفرید تا بی نیازیم را فریاد بزنم... تا با آنچه درسر و در دل دارم برترینسوره ی آفرینش باشم... نقش من روزی تمام خواهد شد... مثل تمام نقش ها... تمامانسان هایی که بی صدا آمدند و رفتند و شاید برای همیشه فراموش شدند... من نمی خواهمفراموش شوم... نمی خواهم وقتی از دنیا رفتم... سهمم فقط یک فاتحه در هرشب جمعهباشد... راستی چقدر زود جمعه ها تکراری می شود... و حتی خواندن یک فاتحه همبرایمان سخت می شود... من نمی خواهم درسردی خاک فرو روم و به دست فراموشی سپردهشوم... می خواهم زنده بمانم... دریادها... درقلبها... برای همیشه...

حق تألیف و کپی رایت برای نویسنده: مائده غلامرضائی محفوظ است

منبع: www.sepidkala.blogfa.com


دلنوشته های یک انسان شرقی...

ما را در سایت دلنوشته های یک انسان شرقی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: ensanesharghi بازدید: 86 تاريخ: پنجشنبه 27 مهر 1391 ساعت: 7:20

صفحه بندی