زندگیسخت نیست... زندگی تلخ نیست... زندگی همچو نت های موسقی بالا و پایین دارد... گاهیآرام و دلنواز... گاهی سخت وخشن... گاهی شاد ورقص آور... گاهی پرازغم... زندگی راباید احساس کرد... زندگی را باید با همان نت های بالا و پایین ساخت... تا کهازتکرارخسته نشویم... تا که دل... گاهی شکستن را یاد بگیرد... تا جوانه ی احساسگوشه قلبها خشک نشود... زندگی سخت نیست... زندگی را ازپروانه ای یاد میگیرم که وقتیدوبالش را میکنند باز هم زنده میماندو برروی زمین میخزد... زندگی را از مورچه ی ضعیفییاد می گیرم که بااینکه می داند هرلحظه ممکن است زیرپا له شود... اما بازهم با تنناچیزش دانه ها را به کول می کشد... بازهم به شوق زندگی... من هم می خواهم زندگیکنم... می خواهم درمیان این همه پروانه که با بالهای رنگارنگ پیش چشمانم میپرندوبه من فخرمی فروشند... بازهم زندگی کنم... تا که شاید روزی... تمام این سربالاایهاتمام شود... روزی که برای پرواز... حتی نیازبه بال هم نباشد... من خاموش وبی صدازندگی خواهم کرد... تا که جوانه ی احساس... گوشه ی قلبم بجای خشک شدن... روز بهروز بارورترشود... تا که پروانه های شکسته بال شوق زندگی را ازیاد نبرند... تا کههمه یاد بگیرند که برروی زمین خزیدن... بازهم یعنی زندگی...
حق تألیف و کپی رایت برای نویسنده: مائده غلامرضائی محفوظ است
منبع: www.sepidkala.blogfa.com
ما را در سایت دلنوشته های یک انسان شرقی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: ensanesharghi
بازدید: 95